مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

10

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

في هذه السّنة [ سنة 56 ه ] بايع النّاس يزيد بن معاوية بولاية العهد ، قال : وكان ابتداء ذلك وأوّله أنّ معاوية لمّا أراد أن يعزل المغيرة بن شعبة عن الكوفة ، ويستعمل سعيد بن العاص عليها ، فبلغه ذلك ، فشخص إلى معاوية ليستعفيه حتّى تظهر للنّاس كراهيّته

--> - كار مطالعه خواهيم كرد تا خداوند خود چه خواهد واين كارى را كه شما به قصد انجام آن آمده‌ايد ، چگونه انجام دهد والبتة تأمل بهتر از عجله است . آن‌گاه معاوية بر عزم وحزم خود در انتخاب يزيد افزود . نزد زياد هم فرستاد وبا أو مشورت كرد . زياد هم عبيد بن كعب نميرى را نزد خود خواند وگفت : هر مستشارى بايد محل وثوق باشد ، وهر رازي كه نزد أو مطرح شود بايد مكتوم بماند . مردم را دو چيز گرفتار كرده : يكى افشاى راز وديگر مشورت با غير أهل وعدم اعتماد بر نصيحت خردمندان . وبا كسى مشورت مىكنند كه سزاوار نصيحت ودلسوزى نيست . مشورت با يكى از دو مرد نيكوست . يكى به آخرت معتقد باشد واز خداوند در اداى نصيحت اجر وثواب بخواهد ، وديگرى مرد دنيا كه داراى خرد وشرف وعقل باشد وبا همان عقل عرض وشرف ونام خود را حفظ ومصون مىدارد . من هردو صفت را در تو امتحان ومن تو را براي يك امر دعوت كرده‌ام كه آن امر را نمىتوانم به نامه‌ها ومراسلات بسپارم ( مبادا راز من آشكار شود ) . أمير المؤمنين به من نوشت وبا من مشورت كرد كه چنين وچنان‌چه خواهد شد . أو از تنفّر وكينه مردم مىترسد ودوام طاعت آنها را مىخواهد وبه اسلام علاقه‌مند است كه اسلام محفوظ بماند . يزيد هم يك مرد سهل‌انگار ( در دين اسلام ) وآزاد وبه شكار ولع واصرار دارد . تو خود نزد أمير المؤمنين برو وكارهاى يزيد را شرح بده وبه أو بگو : آهسته برو وآرام باش وهرگز شتاب مكن كه اين كار ممكن است با احتياط وتأمل وصبر انجام گيرد وتأخير آن بهتر از فوت وزوال آن مىباشد كه عجله آن را از ميان خواهد برد . عبيد به أو گفت : آيا غير از اين عقيدة يك رأى ديگر بهتر نيست ؟ گفت : آن رأى چيست ؟ گفت : تو تدبير أمير المؤمنين باطل نكنى وفرزند أو را نزد پدر بدنام ومورد عداوت قرار ندهى ومن خود نزد يزيد بروم وبه أو اطلاع بدهم كه پدرش به تو نامه نوشت وعقيدهء تو را خواست وبا تو مشورت كرد كه براىيزيد بيعت بگيرد وتو از مردم مىترسى كه معايب يزيد را آشكار بكنند ونسبت به أو كينه دارند وتو خود معتقد هستى كه يزيد بايد خود را اصلاح وآماده خلافت كند واز كارهاى خود كه دشمنى مردم را برانگيخته ، دست بكشد تا بتوانى نزد مردم صحت ( صحت عمل يزيد ) را داشته باشى وكسى عيب‌جويى نكند . آن‌گاه تو هم به أمير المؤمنين عملا نصيحت كردى وهم از انتقاد واعتراض مردم آزاد خواهى شد . زياد گفت : تو هدف را أصابت كردى ( سنگ را به نشانه زدى ) ، برو به اميد ويارى خداوند . اگر به مقصد رسيدى كه باكى نيست واگر خطا كردى كه تو پند دادى ورستگار نشدى وخيانت در مشورت نكردى . تو در آن‌جا هرچه اقتضا كند ، انجام بده وهرچه صلاح مىدانى ، بگو وبكن وخداوند آنچه پشت پرده است ، آشكار خواهد كرد وبه كار خواهد آورد . أو هم نزد يزيد رفت وبه أو گفت ( پند داد ) . يزيد از بسيارى كارها خوددارى كرد . زياد هم به معاوية نامه نوشت وبا أو فرستاد وبه معاوية نصيحت داد كه عجله نكند ومعاوية هم از أو پذيرفت . خليلي ، ترجمهء كامل ، 5 / 51 - 55